تبلیغات
کهنه کاری و پتینه نقاشی برجسته روی پارچه نقاشی روی کوزه سوخته کاری و معرق و هنر های ایران باستان

 استاد پرویز مشکاتیان

روحش شاد و یادش گرامی

پرویز مشکاتیان (زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ خورشیدی در نیشابور - درگذشت دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در تهران)، آهنگساز، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران است.

در اوایل دهه شصت صدای ساز سنتوری در میان اجراهای موسیقی شنیده می شد كه به هیچ وجه سبك ها و روش های كهن در نواختن این ساز را بر نمی تافت و خود سبك و سیاقی خاص داشت. سرعت در نوازندگی و اجرای صحیح نت ها در كنار ترسیم فضای شنیداری دل انگیز باعث شد تا پس از سال ها سكوت موسیقی سنتی كه موجب فراموشی بسیاری از چهره های سرشناس شده بود، برنده اول نوازندگی سنتور جایزه باربد رخ بنمایاند، پرویز مشكاتیان. جوانی كه حضورش در كنار لطفی، علیزاده و دیگر نام  آوران دهه شصت، شور و شیدایی خاصی به فضای موسیقی اجرا شده در آن سال ها بخشید. اگر استاد ورزنده را به سر پنجه شیرینش در نواختن این ساز می شناسند یا فرامرز پایور را با دیسیپلین رسمی و نوازندگی مهندسی گونه اش و یا حبیب سماعی را در بداهه نوازی های دل انگیزش استاد می دانند، به حق می توان در اجرای مدولاسیون سنتور، پرویز مشكاتیان را یكی از برترین ها دانست.

او طی سال ها فعالیت در این عرصه و كسب دانش موسیقایی در محضر اساتید موسیقی ایران نشان داده كه این ساز از قابلیت های بسیاری برخوردار است. او حتی دانش خود را در كار با اركستر و تنظیم آهنگ برای آن نیز آزموده است. پرویز مشكاتیان را می شود به حق یكی از اعجوبه های موسیقی سنتی ایران در دهه شصت به حساب آورد. شور و هیجان خاص او شاید یكی از راه های نجات موسیقی ایرانی از فضایی است كه این روزها دچار آن شده است.اگر مشكاتیان همچون آن سال ها به فعالیت خود پیوسته ادامه می داد شاید اكنون با شاهكارهای بسیاری در این عرصه روبه رو بودیم.

اكنون او در آستانه پنجمین دهه زندگی اش با كوله باری از تجربه و دانش بیش از پیش خسته به نظر می رسد. قدما معتقدند چهل سالگی آستانه پختگی و كمال در سیر زندگی یك مرد است. اما مشكاتیان كه این روند را چه در زندگی و چه در نوازندگی سازش، سال ها پیش یعنی در آستانه سی سالگی تجربه كرده است و در آن سال ها همگام با اساتید بی چون و چرای موسیقی ایران گام برداشته،  از آغاز چهل سالگی اش تا هم اكنون كه در آستانه دهه پنجم زندگی اش قرار دارد، به سكوت فرو رفته است. سال ها است كه دیگر صدای سازش شنیده نمی شود. گفت و گوی ذیل دریچه ای است به غار تنهایی مشكاتیان و بخشی از تاریخ هنوز پاینده و زنده موسیقی معاصر ایران. شاید كه این روند باعث شود كه پیله سكوت مشكاتیان تركی بردارد و بار دیگر صدای بدیع ساز او در فضای موسیقی ایران مترنم شود.

در ادامه مطلب

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان (زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ خورشیدی در نیشابور - درگذشت دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در تهران)، آهنگساز ، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس ...

دستان (آلبوم موسیقی)
دستان، عنوان آلبوم موسیقی است با صدای محمدرضا شجریان و با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان که در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. پرویز مشکاتیان آهنگ‌سازی شده است. ...

و ....

ادامه مساحبه زندگی نامه و آثارش در ادامه مطلب از موزیک ساز دات کام



la;hjdhk

در راه كه می آمدیم پرسشی به ذهنمان رسید كه شاید پرسش خیلی از علاقه مندان موسیقی و كارهای شما باشد و آن اینكه چرا مشكاتیان چندین سال است سكوت كرده است؟
نمی خواهم شاعرانه جواب بدهم و بگویم كه «سكوت سرشار از ناگفته هاست» ولی اگر بخواهم صادقانه بگویم، پیش از اینكه شما بیایید با دوستان خودم كه اینجا هستند صحبت همین قضیه بود و من گفتم فضا را قدری نامحرم می بینم. این یك مسئله احساسی است و ممكن هم هست هیچ دلیل منطقی نداشته باشد. البته من كارم را دارم انجام می دهم، اما چگونگی درآمدن و برآمدنش اصلا برایم مهم نیست.
چرا؟

شاید به یك نتیجه هایی رسیدم. قبلا برایم خیلی مهم بود. الان برایم فقط مهم این است كه كارم را انجام بدهم و حرف هایم را لااقل روی كاغذ بزنم.
ولی ممكن است كه این تصور پیش بیاید كه مشكاتیان به نوعی در «دستان» و... تمام شده است. یعنی آنجا نقطه اوجش بود و دیگر نمی تواند آن نقطه اوج را تكرار كند و برای همین ترجیح می دهد كه كاری انجام ندهد.
البته دوستان عزیزی كه پیرامونم هستند این نظر را به من گفته اند ولی... شاید هم درست باشد. به زعم خودم این طور نیست چون من كارهایی كرده ام كه الان دیگر مثلا «دستان» را قبول ندارم. الان وقتی آن كاست را گوش می كنم می گویم كه مثلا كاش در بخش كششی ها كارهای دیگری هم می كردم.
این حالتی كه در شما به وجود آمده است چه اندازه با فضای كلی موسیقی ارتباط دارد؟
كدام موسیقی؟
كل موسیقی و جامعه موسیقی...
... ببینید یكی از سئوالات همیشگی من این بوده كه تكلیف موسیقی در این مملكت چیست؟ یعنی اینكه ما به موسیقی چگونه نگاه می كنیم؟ آیا موسیقی اصلا در این سرزمین به رسمیت شناخته شده یا نه؟ آیا اصلا رسانه های گروهی (رادیو و تلویزیون كه می توانند در این زمینه بسیار توانا عمل كنند چون حجم عظیمی از میان برنامه هایشان را موسیقی تشكیل می دهد) می دانند موسیقی چیست و  آن را به رسمیت می شناسند؟ بچه ها آمدند پیش من و گفتند ما رادیو فرهنگ درست كردیم و شما بیا با ما مصاحبه كن. من به آنها گفتم من با شما چطور مصاحبه كنم و چه بگویم؟ یك آهنگی را یك استادی ساخته، مثلا استاد تجویدی و یك استاد دیگر هم آن را خوانده، آقای شاه زیدی. خیلی هم كار زیبایی است. دو دقیقه از آن را پخش می كنند و بعد قطع می شود و می گویند، سرودی از شاه زیدی و تمام می شود.
من نه مائوئیست هستم و نه ماركسیست ولی بعضی از صحبت هایشان را دوست دارم. مائو می  گوید: «درست است كه كلیات چیزهایی هستند كه به خاطر آنها باید از جزئیات گذشت ولی وای به حال آنكه جزئیات تشكیل یك كلیت بدهد.» الان این جزئیات سرزمین ما تشكیل یك كلیت مبتذل را داده است و من از این، هم دلخورم، هم ناراحتم و هم عصبانی.

     چهارمضراب « سرانداز »(سنتور پرویز مشکاتیان . تمبک ناصر فرهنگفر)

       نت چهارمضراب سرانداز 
درواقع شما الان بیشتر دنبال اثبات برادری هستید...
... من كه در این زمینه استخوان خرد كرده ام، زندگی ام را گذاشته ام و عشقم موسیقی بوده، من كه توقع زیادی ندارم كه مثلا مردم برایم چنین و چنان كنند و یا حاكمیت برایم كار خاصی بكند. من فقط یك حرمت می خواهم برای آن چیزی كه برایم عشق است. شما نمی توانید ببینید كه معشوقتان را سوراخ سوراخ می كنند و بعد بگویید كه «شما چرا كم كار شدید؟»
ولی به نظر من قبلا كه شما در سال یكی دو كار درخشان می دادید شرایط به نوعی سخت تر بود...
از چه لحاظ؟
الان به هر حال یك تكثری ایجاد شده است و مخاطبان موسیقی تكلیف خودشان را می دانند. آن موقع این گونه نبود والان بعد از باز شدن فضای موسیقی پاپ هر طیفی ژانر موسیقی موردپسندش را گوش می كند. الان فضا به نوعی خالص شده است و آنهایی كه علاقه مند كارهای شما هستند و كارهایتان را تعقیب می كردند  الان دیگر منتظر هستند...
آقای مختاباد، ببینید، هر علتی معلولی دارد. خوشبختانه شما ژورنالیست هستید و این چیزها را بهتر از من می دانید. اولا من گمان نمی كنم كه  غربال جامعه، از نظر موسیقایی این گونه شده باشد كه هر كسی دنبال پسند خودش برود. دلیلش را به شما می گویم. اولا جوانی كه الان سی سال دارد و باید اوج شكوفایی و گزینش و انتخابش برای نگاه به گذشته اش و حركت برای آینده باشید، هفت ساله بود كه انقلاب شد، در این بیست و سه سال به او چه داده شده است؟
یعنی اینكه رادیو و تلویزیون كه محور و منبر تراوشات هنری و فرهنگی هستند و اینقدر هم مدعی هستند كه برای جوان ها این كار و آن كار كرده ایم، چه كاری كرده اند؟ شما به عنوان یك ژورنالیست صادق _ كه من بر این گمان هستم _ بگویید كه آیا یك موسیقی یك ربعه _ حتی _ در هفته به جوان ها داده می شود تا تشخیص درستی از موسیقی ای پیدا كنند كه مایه چند هزار ساله این سرزمین است؟ شما می گویید انتخاب، انتخاب چی؟ ببینید بچه های ما مبتذل و سطح پایین شده اند به خاطر اینكه چیزی ندیده و نشنیده اند. این می شود كه پناه می برند به محصولات لس آنجلسی. آن وقت ما از تهاجم فرهنگی حرف می زنیم!

       نت تصنیف « شیدایی »  
این موسیقی لس آنجلسی كه شما فرمودید همان اوایل انقلاب هم به صورت مخفی و زیرپوستی وجود داشت ولی سیطره با موسیقی سنتی بود. آن موقع مثلا وقتی «بیداد» می آمد به بازار، جامعه تكانی می خورد، «دستان» همینطور. سئوالم این است كه آن فضا چطور شد كه به اینجا رسید؟
اگر اجازه می دهید قضیه را

یك مقداری فلسفی تر بررسی كنیم.

زمانی میكل آنژ در ایتالیا مجسمه هایش را می ساخت، كلیسا می آمد و رویش را گل می گرفت. میكل آنژ می گفت: اگر شما پتو هم روی مجسمه هایم بكشید، مجسمه های من لخت هستند.  این صحبت آدمی مثل میكل آنژ است كه تاریخ هنر كره زمین به او مباهات می كند، البته اگر بداند كه كیست كه می داند. من یك مثال ملموس می زنم. من ایرانی هستم. شما حتما می دانید میهن یعنی چه. لاهوتی را هم می شناسید، «تنیده یاد تو درتار و پودم، میهن ای میهن» چیزی است كه ما قبل از  انقلاب می خواندیم، در جریان انقلاب هم می خواندیم و بعد یكی از دوستانم رویش آهنگ گذاشت و استاد شجریان هم خواند.

منی كه دل در آتش دارم و شما معتقدید كه باید «دستان» ساخت، «بیداد» ساخت، «آستان جانان» ساخت، «سرعشق» ساخت، «نوا» ساخت می بینم كه این آهنگ را از رادیو پخش می كنند و «میهن ای میهن» را از آهنگ بیرون می آورند، «میهن» مگر بد است. اگر هست من باید بدانم.

به عنوان یك شهروند، به عنوان یك ایرانی، به عنوان كسی كه در این سرزمین به دنیا آمدم و در آن نفس می كشم و می خواهم حركت كنم. چرا «میهن ای میهن» را درآوردند. چرا شعر لاهوتی را سانسور كردند. این حق را چه كسی به آنها داده است. آن جزئیاتی كه از مائو گفتم همین است كه ذره ذره آن تشكیل یك مجموعه را می دهند كه باعث می شود آهنگ بسازم و در گوشه ای بگذارم.

گوشه ای از آثار آن مرحوم که بر اثر بیماری قالب (سکته قلبی)در سن میانسالی به رحمت ایزدی پیوست.

 

آستان جانان
آهنگسازی این آلبوم را پرویز مشکاتیان انجام داده است. اشعار این آلبوم از سروده‌های حافظ و باباطاهر هستند. نوازندگان: پرویز مشکاتیان تنبک ...

نوا (آلبوم موسیقی)
نوا، عنوان آلبوم موسیقی است با صدای محمدرضا شجریان و با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان که در سال ۱۳۶۵ منتشر شد. این آلبوم در دستگاه نوا آغاز ...

بیداد
این آلبوم از دو بخش تشکیل شده که بخش اول در دستگاه همایون و با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان و بخش دوم در همایون و شور و با نوازندگی تار ...

ایرج بسطامی
را نزد استاد محمدرضا شجریان پیگیری کرد که پس از ۷ سال (در سال ۱۳۷۸ )، کلاس را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت. ...


ادامه مطلب

برچسب ها: استاد مشکاتیان ،

 

حتما نظر بدین

بگین قشنگ ه یا نه


شنبه 28 شهریور 1388

شروع به کار خشت و گلی ها سلام دوستان

   نوشته شده توسط: عقیل طهماسبی    

بنام بخشنده بزرگ داور برحق

سلامی چو بوی خاکی که بر نم نم بهاران عطر افتادگی و ارامش در نگاهت جاری می کند (رضا)

این وبلاگ رو براین پایه افتتاح کردم تا روزی که نزدیک است بتونم سایت مرجعی از هنر های

زیبا و حرفه ای خود و  ایران زمین به عرصه نمایش و فروش قرار دهم.

تا از قدرتی که حضرت حق به این بنده کمترین عنایت کرده برای پیشبرد هنر ایرانی و تلفیق

سبک مدرن و کلاسیک با شمایل سنتی ... و زیبا سازی خانه های شما.

در زیر این حقیر در حال کار بروی افکار خود هستم تا اثری خلق کنم بی نظیرو بی همتا تا

روحی جلا دهد و دلی را روشن و فکری را آرام.

 

خطاطی،نقاشی،عقیل طهماسبی،هنر